روز شنبه به دانش آموزان گفته بودم که قاشق و کاسه بیاورند تا صبح روز بعد با هم حلیم عدس بخوریم . . .
روز یکشنبه بچه ها با اشتیاق زیاد آماده ی خوردن حلیم عدس بودن. در حیاط موکت پهن کردم و سفره یک بار مصرف طرح کودک و میوه پهن کردم تا با فضای شاد و فرح بخش به وجود آمده آماده ی خوردن بشن.ابتدا از بچه ها خواستم که چند کار را انجام دهند.
۱)کمک به همدیگه برای پهن کردن موکت و سفره
۲) شستن دست ها
۳)از کسانی که ۲ ظرف آورده بودند خواستم که به دوستانشون که ظرف ندارند بدن(هرچند که خودم چندتا ظرف و قاشق یک بار مصرف برای احتیاط آورده بودم)
۴)به نوبت سرصف بایستند و حق تقدم را رعایت کنند
۵).....
بعد از اینکه همه ی ظرف ها پر شد و کنار سفره نشستیم آداب غذا خوردن را یادآوری کردم و با نام خدا شروع به خوردن کردیم.
در حین خوردن هر کس نظری می داد ( نوع خوردن ها هم با هم فرق می کرد. یکی با تمایل زیاد می خورد و دیگری با بی میلی !!!!)
بعد از اینکه همه خوردن دست ها را بالا بردیم و از خداوند به خاطر نعمت هایش تشکر کردیم.
یک نکته برایم جالب بود بعد از این که حلیم توی ظرف هاشون تا آخر خوردن ظرف خالی را بهم نشون می دادن . متوجه شدم که از نظر خودشون کار بزرگی انجام دادن و نیاز یه تشویق و تحسین بنده دارن.
در پایان هم با کمک هم سفره را جمع کردیم و موکت را تا کرده و سر جایش قرار دادیم.
جای همه خالی بود در هوای سرد خوردن حلیم داغ خیلی مزه داد.



پی نوشت: از انجام این کار چند هدف داشتم
۱) آشنایی با آداب غذا خوردن
۲)مشارکت در کارها و تقویت روحیه ی جمع گرایی و شرکت در گروه های دوستی
۳)تقویت نوع دوستی و کمک به یکدیگر و .....