پست ثابت
![]()







از وبلاگ پسر دبستانی به روز دیدن فرمائید .
لینک ذکر ایام هفته (صوتی و تصویری )

![]()








برای دانلود کاربرگ به ادامه ی مطلب بروید.
باسمه تعالي
طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ؛
طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. خداوند جويندگان دانش را دوست دارد
مصباح الشریعه،ص۱۳
دانش آموزان عزیز و اولیای محترم و همكاران گرامي
با سلام و عرض ادب
قسم به قلم و آنچه می نویسد و سپاس صاحب آنرا که به بشر قدرت تفکر و اندیشه عنایت فرمود و زمینه پیشرفت و تعالی او را فراهم نمود
بار دیگر فصلی از راه رسید و صحیفه نورانی دانش با انگشت تکاپو و تلاش دانش آموزان و صاحبان کسب علم و کمال ورق خورد و ملائک بال خود را برای حضور آنان گسترانیده و توفیق خدمت را به تنی از بندگان خود عنایت فرموده است.
آغار سال تحصیلی و شروع دلنشین درس و مدرسه را به جامعه فرهنگی و دانش آموزان عزیز صمیمانه تبریک گفته و ان شاالله اراده خویش را در جهت پیشرفت و بالندگی در عرصه های علم و معرفت استوار نموده ، راسخ و ثابت قدم در جهت فراگیری علم و دانش همت خویش را به کار بسته و خود را مجهز به سلاح تقوا و پایداری نموده تا بتوانید در سالیان پس از تحصیل چرخهای علمی و مدیریتی میهن عزیزمان ایران اسلامی را به نحو مطلوب به پیش ببرید.
برای همگان از درگاه خداوند متعال، دستیابی به مدارج عالی علمی، تواًم با موفقیت، بهروزی و سعادت را از درگاه خداوند متعال خواهانم.
دوستدار شما : طاهری
31 / 6 / 1396
| آموزش قرآن : 23/1 | ریاضی : 21 |
| علوم تجربی : 22 | |
| فارسی : 20 | مطالعات اجتماعی : 24 |
| نگارش فارسی : 20/1 | هدیه های آسمان (تعلیم و تربیت اسلامی) : 23 |

ماشين ها به چها رروش به ما کمک مي کنند :
1- با انتقال نيرو (تقريبا همه ماشين ها در اين خاصيت مشترک هستند )
2- با افزايش نيرو
3- با تغيير جهت نيرو
4- با افزايش مسافت وسرعت اثر نيرو
حال براساس محل قرار گرفتن سه قسمت اصلي اهرم، اهرم ها را به سه دسته تقسيم مي کنيم .
1- اهرم نوع اول :در اين نوع اهرم که تکيه گاه در بين نيرو وجسم قرار دارد داراي
خصوصيات زير مي باشد :
الف- در بعضي موارد بارزوي محرک و در بعضي موارد بازوي مقاوم مي تواند بلندتر باشد
ب- چون در اين اهرم تکيه گاه در وسط قرار دارد جهت نيرو برعکس مي شود .
ج) نمونه هايي از آن را مي توان انبردست – قيچي – الاکلنگ – ديلم و...
2- اهرم نوع دوم : در اين نوع اهرم جسم در بين نيرو وتکيه گاه قرار داردو داراي
خصوصيات زير است
الف ) هميشه بازوي محرک بلند تر از بازوي مقاوم است
ب) نمونه هايي از آن را مي توان چرخ دستي – فرغون – فندق شکن – درب بطري باز کن
3- اهرم نوع سوم : در اين اهرم نيرو در بين جسم وتکيه گاه قرار دارد وداراي اين خصوصيات
الف ) هميشه بازوي مقاوم بلندتر از بازوي محرک است .
ب) نمونه هاي از آن را مي توان انبريخ – جاروي فراشي- موچين
خصوصيت مشترک هر سه نوع اهرم اين است که هر سه اهرم در انتقال نيرو به ما کمک مي کنند .
نکته ها : اگر در يک اهرم بازوي محرک بلندتر از بازوي مقاوم باشد آن اهرم مقدار نيرو را افزايش مي دهد يا به اصطلاح ديگر در اين نوع اهرم در نيرو صرفه جويي مي شود که نمونه آن اهرم هاي نوع دوم هستند .
و اگر دريک اهرم بازوي مقاوم بلندتر از بازوي محرک باشد آن اهرم مسافت وسرعت اثر نيرو را افزايش مي دهد ، همچنين مي توان گفت در وقت هم صرفه جويي مي شود .نمونه آن اهرم هاي نوع سوم هستند .
در اهرم ها قانوني وجود دارد که اگر بخواهيم اهرم به حال تعادل برسد بايد هميشه اين رابطه درست باشد
مقدار نيروضريدر بازوي محرک = مقدار جسم ضربدر بازوي مقاوم
که در اين نمونه مي توانند مقدار هريک از موارد را نداده باشند که مي توانيم با کمک اين قانون براساس سه مقدار داده شده ديگر مقدار مجهول را حساب کنيم .
يکي ديگر از انواع ماشَين ها سطح شيبدار است
نکته مهم ديگر اينکه در حالتي که ارتفاع ثابت باشدومقدار طول تغيير کند وما در هر دو حالت وزنه يکساني را بالا ببريم مقدار کار ما در هر دو حالت مساوي مي باشد .سطح شيبدار در زندگي انسان کاربردهاي زيادي دارد مثل نردبان – پيچ که يک سطح شيبدار مارپيچ است و....
نوع ديگري از ماشين ها قرقرها هستند که ساده ترين آن قرقره اي است که از يک قرقره تشکيل شده است که ما به همان اندازه که طناب را بکشيم جسم به بالا حرکت مي کند مثل قرقره پرچم

رابطه تعادل در اهرم ها :
به طور کلی درمورد اهرم ها ، هنگامی که از اصطکاک و وزن اهرم صرف نظر شود . رابطه ی زیر برقرار است :
بازوی مقاوم x نیروی مقاوم = بازوی محرک x نیروی محرک
قرقره
یکی دیگر ازماشین های ساده است .این ماشین چون دقیقا همانند اهرم عمل می کند جزو خانواده ی اهرم ها به حساب می آید .
قرقره چرخی است که حول یک محور می چرخد وعموما شیاری دارد که ریسمانی درآن جای می گیرد . قرقره ها را به دودسته ۱ - قرقره ثابت ۲ - قرقره متحرک دسته بندی می کنند .
زمانی که چرخ شیاردار قرقره به یک سطح ثابت متصل باشد، به آن قرقره ثابت می گوییم. یک قرقره ثابت
با تغییر دادن جهت نیرو به ما کمک می کند. به عنوان مثال، برای بلندکردن یک وزنه به کمک یک قرقره ثابت، نیروی محرک در جهت پایین اعمال می شود ولی وزنه به سمت بالا حرکت می کند. ولی باید توجه داشت که یک قرقره ثابت هیچ مزیت مکانیکی ای ندارد و مقدار نیروی محرک هیچ تفاوتی نخواهد کرد و قرقره تنها جهت نیرو را تغییر می دهد.

گروه دیگر قرقره ها، قرقره های متحرک اند. در این نوع قرقره ها، طناب به یک سطح ثابت متصل می شود و خود قرقره بر روی طناب حرکت می کند. نیروی مقاوم بر روی چرخ قرقره وارد می شود و نیروی محرک به سمت محل اتصال طناب و سطح ثابت است. یک قرقره متحرک، نیروی محرک لازم برای غلبه بر نیروی مقاوم را کاهش می دهد.
این دو نوع قرقره ها می توانند با یکدیگر ترکیب شوند و یک دستگاه قرقره مرکب را بسازند. این دستگاه حداقل از 2 قرقره تشکیل شده است. بنابراین قرقره های مرکب بسیار متنوع و گوناگون خواهند بود. با پیچیده شدن قرقره مرکب، نیروی محرک لازم برای غلبه بر نیروی مقاوم کاهش می یابد. به عنوان مثال یک قرقره ی مرکب که یک قرقره ثابت و یک قرقره متحرک دارد، هم نیروی محرک را نصف خواهد کرد هم جهت آن را تغییر می دهد.

سطح شيبدار سطحي است كه با زمين داراي زاويه باشد . مانند جاده هاي كوهستاني – پلكان ساختمان – نردبان
تفاوت سطح شيبدار با اهرمها ، چرخ ومحورها ، وقرقره ها دراين است كه... .. .. ... ... .
سطح شيبدار سطحي است كه بازمين داراي زاويه باشد . مانند جاده هاي كوهستاني – پلكان ساختمان – نردبان
تفاوت سطح شيبدار با اهرمها ، چرخ ومحورها ، وقرقره ها دراين است كه ماشينهاي قبلي همگي هنگام غلبه نيروي محرك برمقاوم يعني هنگام حركت نيروي محرك ونيروي مقاوم ماشين نيز حركت مي كند اما سطح شيبدار حركتي ندارد والبته بازوي محرك وبازوي مقاوم هم ندارد .
در سطح شيبدار چون نيروي محرك روبه جلو ونيروي مقاوم روبه بالا حركت مي كند پس سطح شيبدار تغييرجهت نيرو دارد وچون نيروي محرك كم درمسافت طولاني ونيروي مقاوم زياد در مسافتي كم جابجا مي شود پس افزايش نيرو دارد .
درسطح شيبدارطول سطح شيبدار همواره از ارتفاع آن بيشتر است پس هرچه طول نسبت به ارتفاع بزرگتر باشد افزايش نيرو بيشتر خواهد بود . ومزيت مكانيكي آن هم نيزبيشترخواهد بود.مثلا اگر نردباني را به ديواربچسبانيم بالارفتن از آن كار دشواري است اما اگر پايه آن را از ديوار دورتر كنيم راحت تر بالا مي رويم وچنانچه نردبان را بزرگتر وباز هم از ديوار دورتر كنيم بسيار راحت تر بالا خواهيم رفت .
مزيت مكانيكي سطح شيبدار را مي توان از رابطه زير بدست آورد .
ارتفاع سطح شيبدار ÷ طول سطح شيبدار = مزيت مكانيكي سطح شيبدار
گوه
اگر دو سطح شيبدار را به هم بچسبانيم وسيله اي به نام گوه ساخته مي شود . گوه نيز مانند سطح شيبدار عمل مي كند با اين تفاوت كه سطح شيبدار ثابت است ولي گوه حركت مي كند . مانند لبه تيز چاقو – تبر – تيغ اصلاح و .......
در گوه نيز افزايش نيرو و تغيير هت نيرو وجود دارد مثلا هنگامي كه مي خواهيم تنه يك درخت را قطع كنيم بادست نمي توانيم اما با تبر يا به عبارتي با گوه مي توانيم به راحتي انجام دهيم .
در گوه ما نيرو را رو به پايين وارد مي كنيم اما گوه نيرو را به طرفين وارد مي كند مانند شكل زير :
در گوه هرچه ارتفاع گوه از ضخامت ته گوه بيشتر باشد افزايش نيرو بيشتر است به تصاوير زير توجه نماييد . در همه آنها ارتفاع گوه 10سانتي متر فرض شده است اما ضخامت آنها با هم فرق مي كند به نظر شما كداميك راحت تر مي تواند در يك چوب فرو رود ؟
يقينا گوه شماره 2 زيرا ضخامت آن از بقيه كمتر است ولي ارتفاع آن با بقيه برابر است پس اگر گوه شماره 1 را از طرفين بسائيم تابه شكل گوه شماره 2 درآيد تيزتر وبرنده تر مي شود . از همين روش در تيزكردن چاقوها ولبه هاي تيز تبر وغيره استفاده مي شود .
مزيت مكانيكي گوه از رابطه مقابل بدست مي آيد : ضخامت گوه ÷ ارتفاع گوه = مزيت مكانيكي گوه
پيچ
نوع ديگر ماشينهاي ساده پيچ است
پيچ يك نوع سطح شيبدار مارپيچ است . در سطح شيدار گفتيم هر چه طول نسبت به ارتفاع بيشتر باشد مزيت مكانيكي بيشتر است پس افزايش نيرو بيشتر مي شود يعني ما نيروي كمتري وارد مي كنيم .
حال تصور كنيد در ساختماني 5 طبقه بخواهند پلكان بسازند اما جاي كافي براي ساخت پلكان به صورت مستقيم وجود ندارد واگر بخواهند آنرا مستقيم بسازند شيب پلكان بسيار زياد شده وبالارفتن از آن سخت مي شود پس مجبوريم تا ابتداي پلكان را در فاصله دورتري از ساختمان قراردهيم مانند نردباني كه از ديوار دورتر مي گذاريم ولي اين كار نيز مقدور نمي باشد زيرا فضاي زيادي از خيابان گرفته مي شود .
به همين دليل پلكان را به صورت مارپيچ مي سازند يعني مسافتي بيشتر بكار مي بريم اما ارتفاع ساختمان تغييري نكرده يا جاده هاي كوهستاني با اين كه خود سطحي شيبدار است اما بازهم بخاطر آنكه ماشين نيروي كمتري وارد كندجاده را مارپيچ مي سازند دراين صورت افزايش نيرو بيشتر مي شود يا حتي پيچهاي دروپنجره نيز هرچه فاصله بين دنده ها ي پيچ نزديك تر باشد يعني طول سطح شيبدار بيشتر است پس راحت تر پيچيده مي شود .
گذار يا گزار
يكي از مشكلات دانش آموزان قرار دادن پسوند (گذار) يا (گزار) است .
گذار : اگر معني كلمه با نهادن ، قرار دادن يا وضع كردن تناسب داشته باشد از پسوند گذار استفاده مي شود.
مانند: تخم گذار – فرو گذار – قانون گذار و ...
گزار : اگر معني كلمه با ادا كردن – انجام دادن و به جا آوردن تناسب داشته باشد از پسوند گزار استفاده مي شود .
مانند: نماز گزار – خدمت گزار – كار گزار و...
از شخصی پرسیدند: خلیفه ی بعد از پیامبر کیست؟ او دید اگر راست بگوید سرش را از دست می دهد و اگر هم دروغ بگوید که نمی شود. به ناچار توریه کرد و گفت: «مَن بِنتُهُ فی بَیتِه» یعنی خلیفه ی بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسی است که دخترش در خانه اش است. او گمان کرد که ابوبکر را می گوید. چرا که ابوبکر، پدر زن پیامبر اکرم بود. ولی منظور او علی (علیه السلام) بود، چرا که دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خانه ی علی (علیه السلام) بود.
تذکر: این مورد، با توجه به این که در راستگویی ضرر بزرگی به شخص وارد می شود، از موارد جواز دروغ است، هر چند که اگر انسان بتواند توریه کند پسندیده است که دروغ نگوید.
🌹🌹🌹🌹🌹
وقتی از حضرت ابراهیم (علیه السلام) سؤال کردند که چه کسی بتها را شکست، آن حضرت فرمود:
«بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ».[۴]
بلکه بزرگ ترینشان چنین کرده است. اگر سخن مىگویند از آن ها بپرسید
این مطلب حضرت ابراهیم (علیه السلام) در حالی است که همه ی بت ها را ایشان شکسته بود، نه بت بزرگ! حضرت ابراهیم دروغ نگفت، بلکه اگر دقت کنید ایشان شکسته شدن بتها توسط بت بزرگ را متوقف بر سخن گفتن آنها کردند. یعنی گفتند اگر بتها سخن می گویند بت بزرگ آن ها را شکسته است. حاصل این کلام آن است که اگر سخن نمی گویند ـ که نمی گویند ـ پس آن ها نشکسته اند. این مطلب را امام صادق (علیه السلام) بیان فرمودند.[۵]
در تفسیر مجمع البیان آمده است: جمله ی «إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ»، قید براى جمله ی «بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ» است، و تقدیر آن چنین است که: این کار را بت بزرگ کرده، اگر چنانچه بت حرف مىزند، و چون حرف زدن بت محال است، پس انجام این کار، و هر کار دیگرى نیز از آن محال است. و آن گاه این مفسر جمله ی «فسئلوهم» را جمله معترضه گرفته است.
توجه: بهترین نوع کلام، راستی و صداقت است و «توریه» به خاطر رهایی از مخمصه و پرهیز از دروغ، جایز شمرده شده است. پس جواز «توریه» موجب نشود که در گفتار خود توریه محور شویم؛ زیرا در این صورت ممکن است آهسته، آهسته شجاعت گفتن کلام صادقانه را از دست بدهیم و در دام دروغ بیفتیم.
[۴] . سوره ی انبیاء، آیه ی ۶۳٫
[۵] . بحارالأنوار، ج۶۹، ص۲۴۰
بسم الله الرحمن الرحیم
عبد الله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
به زودی شبهه ای برای شما رخ می دهد و بدون نشانۀ هدایت و امامی که دیده شود می مانید.
در این زمان کسی نجات پیدا نمی کند مگر این که دعای غریق را بخواند؟
عبد الله بن سنان عرض کرد: آن دعا چیست؟
امام صادق(علیه السلام) فرمود: بگویید: «یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ»؛ «ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دلها! دل مرا بر دینت پایدار کن»
عبد الله بن سنان گفت: « یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ».
امام فرمود: درست است که خداوند مقلب القلوب و الابصار است اما دعا را همان گونه گه گفتم بگو.
(کمال الدین، ج۲، ص۳۵۲)

اُجیبُ دَعوَة الدْاعِ اِذا دَعانِ
هرگاه مرا بخوانند،پاسخ می گویم.
خداوندا !
هرگاه دوستی خواستم ، تو حاضر بودی !
هرگاه محبوبی خواستم ، تو پاسخگو بودی !
هرگاه لطفی خواستم ، تو عطا کردی !
هرگاه عاشقی خواسته ام ، تو اجابت کردی !
خداوندا !
در این روزگار ، آنان که به حساب و کتاب خلق می رسند ، به هزار منفعت و مصلحت و سود و زیان خود می اندیشند ، جز به عدالت .. !
اما تو... ، خداوند من !
حساب همگان را در این جهان نیز خودت برس ، که اگر به عدل حکم کنی ، حق است و اگر به فضل حکم کنی ، کرامت ...
با ما به فضل و رحمتت رفتار کن ، ای ستودنی ترین ...
پ. ن : این روزا دلم مناجات میخواد . شعر میخواد غزل میخواد ...
میلاد پیامبر مهربانی و امام جعفرصادق (ع) بر شیعیان مذهب جعفری مبارک
پایان فصل پاییز برگ ریز و آغاز زمستان سرد و یلداتون مبارک




به جهت اهمیت موضوع و خواص عجیبه ی ذکر بسم الله الرحمن الرحیم در زندگی ، و روشن شدن مطلب ، اهمیت این ذکر عظیم را با داستان برای دانش آموزان بیان کردم.
خوشبختانه بچه ها مطالبی که با زبان داستان در کلاس مطرح می شود را بسیار با علاقه گوش میدهند و در کلاس انجام می دهند....
آیا فرزندتان داستان را برایتان تعریف کرد؟
**************************************************
حضرت نوح علیه السلام همواره به یاد خدا بود و لحظه ای از ارتباط و پیوند با خدا غافل نمی ماند. هنگامی که او و ایمان آوردندگانش سوار کشتی شدند، نوح به همراه چنین گفت:
ارکبو فیها بسم الله مجراها و مرساها ان ربی لغفور رحیم:(سوره هود/آیه 41)
به نام خدا بر کشتی سوار شوید و به هنگام حرکت کشتی و توقف آن از خدا یاد کنید که پرودگارم آمرزنده و مهربان است.
هنگامی که کشتی به سوی سرزمین مکه روانه شد، نوح علیه السلام در میان کشتی قصد انجام حج عمره کرد؛ همانجا مُحرم شد و آن کشتی به امر خدا هفت بار در محاذی کعبه طواف کرد و حضرت نوح و همراهان حج عمره را با تمام اعمالش انجام دادند.
امام رضا علیه السلام فرمود: هنگامی که نوح علیه السلام سوار کشتی شد و کشتی بر فراز آب قرار گرفت، خداوند به نوح علیه السلام چنین وحی کرد:
ای نوح! اگر ترس غرق شدن داری، هزار بار مرا تهلیل کن (یعنی هزار بار بگو: لا اله الا الله) سپس درخواست نجات خود را از من بخواه که من تو و همراهانت را نجات خواهم داد.
هنگامی که حضرت نوح علیه السلام و همراهان، در کشتی قرار گرفتند و کشتی حرکت کرد، و طناب ضخیم کشتی بالا آمد و در جای خود مستقر شد، طوفان تندی وزید. طوفان به قدری شدید و سریع کشتی را احاطه کرد که برای نوح علیه السلام فرصت گفتن هزار بار لا اله الا الله میسر نشد. او که در خطر غرق شدن قرار گرفته بود بی درنگ به زبان سریانی گفت:
هلولیا الفا الفا یا ماریا اتقن:
هزار بار می گویم لا اله الا الله ای پرودگار من! اصلاح کن.
در این هنگام کشتی از حرکتهای شدید آرام گرفت و به طور موزون به حرکت خود ادامه داد. نوح علیه السلام گفت: سخنی که خداوند به خاطر آن، مرا از غرق شدن نجات بخشید، سزاوار است که از من جدا نگردد. لذا کلمه الا اله الا الله - الف مره را در نگین انگشترش حک نمود تا همیشه این کلمه همراهش بوده و به یاد خدای یکتا و بی همتا باشد.
به این ترتیب می بینیم حضرت نوح علیه السلام همواره به یاد خدا بود و از توحید و یکتاپرستی سخن می گفت و او را عبادت می کرد و در گفتار و کردارش از هر گونه شرک دوری می جست.
امام کاظم علیه السلام فرمود: حضرت نوح علیه السلام هنگامی که در کشتی نشست و کشتی بر فراز آب به حرکت درآمد، به امر خدا به سوی مکه رفت و پس از هفت بار طواف کعبه، به حرکت خود ادامه داد، و همچنان روی آبها سیر می کرد و نوح علیه السلام کشتی را به حال خود واگذاشته بود. ....
برای خواندن بقیه ی داستان بر روی نوشته ی ، ادامه ی مطلب کلیک کنید.